عباس اقبال آشتيانى

67

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

خبر نه شبى كه بامداد بود از جماعت اسرا و هنود اثر نمانده بود و هرچه به نزديكى آن بود تمامت ايلچيان فرستادند و ايل كردند و ايلچى به نزديك رانا « 1 » فرستاد به اول ايلى قبول كرد بعد از آن ثبات ننمود لشكر بفرستاد تا او را بگرفتند و بكشتند و لشكر به محاصرهء « اتباع » اغراق و قلعهء كه تحصن كرده بودند بفرستاد و چون لشكر صحت يافتند چنگيز خان را انديشهء مراجعت مصمم شد تا از راه هندوستان ببلاد تنگوت در رود و چند منزل برفت چون راه نبود بازگشت و بفرشاور ( يعنى پيشاور ) آمد و به همان راه كه آمده بود مراجعت نمود . » ( جهانگشاى جوينى - ص 108 ، 109 ج 1 . ) در مراجعت چنگيز به طرف جيحون پسر ديگر او جغتاى مأمور شد كه ولايت مكران و سند را مسخر نمايد جغتاى هم مثل اوگداى ولايات مزبور را غارت كرد و اين دو برادر نواحى غزنين و سند و كرمان و مكران را چنان ويران نمودند كه اگر جلال الدّين به اين نقاط برگردد جهت لشكريان او هيچ نوع وسيلهء معيشت و اسباب كار فراهم نباشد . بعد از ويران كردن ولايت فوق اوگداى و جغتاى نيز راه ماوراءالنهر را پيش گرفته در زمستان 619 ببخارا رسيدند و آن فصل را در كنار رودخانهء زرافشان به شكار و استراحت گذراندند . چنگيز در اين تاريخ پسر ديگر خود جوجى را نيز كه در دشت قبچاق بود بحضور طلبيد و غرض چنگيز اين بود كه در كنار سيحون با پسران بشكارجرگه بپردازد و ضمنا با ايشان در باب مصالح ممالكى كه مسخر شده بود صحبت بدارد چه چنگيز پس از مراجعت از كنار سند بر اثر بدى آب‌وهواى آن نواحى رنجور شده بود و روز به روز مرضش شدّت مىكرد و مرگ خود را نزديك مىديد . اوگداى و جغتاى در كنار آب سيحون باردوى پدر پيوستند و در اين موضع در بهار سال 620 چنگيز باصطلاح مغول قوريلتا يعنى شورائى با پسران تشكيل داد و در صحراى قلان‌باشى ( شمال كوههاى آلكساندروسكى « 2 » و مغرب بحيرهء ايسىگول ) جوجى با 100000 اسب بعنوان تقديمى به خدمت پدر رسيد . چنگيز خان تابستان را در يورت قلان‌باشى بسربرد و پس از اتمام قوريلتاى بزرگى كه با پسران تشكيل داده بود جوجى را بدشت قبچاق برگرداند و بعد از قتل چند نفر از رؤساى ياغى اويغور در ذىالحجهء 621 با جميع پسران جز جوجى به اردوگاه خاندان اصلى خود يعنى بحوالى نهر كرولن و انن رسيد .

--> ( 1 ) - از القاب ملوك هند مثل راجه و در اينجا لابد مقصود يكى از حكام قسمتى از پنجاب است . ( 2 ) - Alexandrovski